الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

346

تفسير مجمع البيان (فارسى)

مثل قول تو مررت برجل ضارب عمرو امس گذشتم به مردى كه زننده عمرو بود در ديروز ، و اين نميشود مگر اينكه معرفه باشد ، و تقدير نميشود در آن مگر اينكه منفصل باشد چنانچه تقدير مىشود در اين مثال هر گاه فعلى واقع نباشد ، و امّا مرفوع بودن ( امرأته ) يكى از دو وجه محتمل است : 1 - عطف بر فاعل سيصلى كه تقديرش ، سيصلى نارا هو و امرأته است مگر اينكه نيكوتر آنست كه تاكيد نباشد براى فصلى كه جارى بين آنها است و بنا بر اين حَمَّالَةَ الْحَطَبِ صفت آنست ، و جايز است در قول خدا ( فِي جِيدِها ) اينكه در محل حال باشد و در آن ياد شود منها و متعلّق بمحذوف باشد و در آن وجه ديگرى هم جايز است و آن اينست كه امرأته مرفوع باشد بمبتدا بودن و حماله صفت آن باشد ، و ( فِي جِيدِها ) خبر مبتداء باشد و امّا نصب در حَمَّالَةَ الْحَطَبِ ، پس بنا بر مذمّت و توبيخ آنست مثل آنكه او به اين شغل پست مشهور شده بود ، پس صفت بر او براى مذمّت جارى شده نه براى تخصيص و تخليص از موصوفى غير از آن و قول خدا ، حبل معنايش ريسمان محكم است گفته مىشود ، رجل حبل الوجه و حبل الرأس مردى كه صورت و سرش سخت و محكم است . لغت : التب و التبات : يعنى خسران و زيانى كه به هلاكت ميكشاند . المسد : ريسمانى است از ليف خرما و جمع آن امساد است گويد : و مسد أمر من ايانق * لسن بانياب و لا حقايق ( عماره بن طارق گويد ) و ريسمانى از ليف خرما كه بسته شده از شترانى كه نه خيلى مسند هستند و نه به چهار سال رسيده‌اند .